تنهایی
از وقتی تنها شدم معنی خیلی از حرفها رو فهمیدم
درد دوری ، حسرت دیدار ، جدایی ، فاصله ، غم وغصه
کاش همه اینها معنی دیگه ای داشتن
ولی دلتنگی وتنهایی منو با همه اینها آشنا کرد
شبها با حسرت دیدار تو خوابیدم
همه رویاهای شبهامو با غم دوری تو به صبح رسوندم
و بالاخره با تنهایی از خواب بیدار شدم.
از تنهایی با همه دوست شدم
با فاصله ها و جدایی ها و حسرت ها زندگی کردم
اما تنها کسی که به من وفادار موند و تنهام نذاشت،
تنها یار تنهاییم ، تنهایی بود

کجا پناه ببرم حال که رفته ای
در کدام نقطه پنهان شوم تا یاد بودنت
طعنه ی نبودنت را به رخم نکشد
بی انصاف!
حتی ثانیه صبر نکردی تا سیر ببینمت
برای رسیدن به چه؟
اینقدر بیقرار بودی؟؟
دلم در حسرت خداحافظی نزدیک ماند
و حتی نتوانستم از زمین فراتر بیایم
تو پرواز کردی مقدس من
بالهای آهنی را برای چه می خواستی؟
هنوز در حسرت داستان دیشبم
تکیده ی آوار امروز بودم و تو...
اشک ریزان حسی که نخواستی به اشتراک بنشینیم
آنروز یادت هست؟؟؟
آنگونه در کلیسای سرشار از تفاخر تقدس
قداستت را می کاویدی؟؟؟
اما ندیدی این گناهکار تو...
هستی اش را به حراج نهاد تا قداست لکه دار نشود
کاش می دانستی از چه نگرانم
کاش می دانستی
بانوی سیاه پوشم
اشکها چه بی سرانجام می ریزند
دلم برایت تنگ شده
کاش....
تنها یک...
خداحافظ همین حالا!!!!
آریو در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
ساعت 19:52 موضوع |
لینک ثابت
سوتيهاي مجريان ورزشي
|
-
آخرين باري که نوانکو کانو پيراهن ارسنال را پوشيد کي بود؟آنچه مسلم است اينکه هواداران توپچي ها خاطره حضور مهاجم نيجريه اي در لندن را از ياد برده اند پيمان يوسفي در بازي ارسنال و واتفورد 40 دقيقه ادبايور را کانو خطاب کرد و وقتي او را در جريان تماس هاي تلفني مردم قرار دادند گفت(واقعا عذر ميخوام اسم اين اقا ادبايور است کانو ديگر در ارسنال بازي نميکند)
-
در جريان بازي سپاهان و ذوب اهن در جام حذفي از يکي از داوران قديمي کشور به نام عرب براقي تقدير شد . پس از سوت پايان بازي عباس بهروان دوان دوان خودش را به او رساند و گفت :*بينندگان عزيز در خدمت زنده ياد (!) عرب براقي هستيم.
-
دقايق پاياني بازي برزيل و هلند در مرحله نهايي جام جهاني 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفيع گفت:((و اين هم سوت پايان بازي)) برزيلي ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به اميد اينکه داور خيلي زود خاتمه بازي را اعلام کند سکوت کرد يک دقيقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفيع هم بدون انکه خم به ابرو بياورد سکوت را شکست و گفت ((حالا رونالدو صاحب توپ ميشه ))
-
اسکندر کوتي تهيه کننده برنامه اي بود به نام [جنگ فوتبال اروپا] اينکه او در اين برنامه به جاي پير و جوان و پيرزن و کودک بحث ميکرد به جاي خود اما حکايت بررسي بازيهاي ليگ هلند توسط کوتي را هرگز فراموش نميکنيم . در جدول رده بندي اکثر تيم ها به صورت مخفف و با سه حرف اختصاري مشخص ميشدند اما کوتي (ايند هوون) PSV را تيم پي اس وي و (آژاکس) Ajx را اي جي ايکس معرفي ميکرد
-
در جام جهاني 1990 تيم ملي ايتاليا گلزني به نام سالواتوره اسکيلاچي رو کرد . در جريان برگزاري مسابقات هرکدام از گزارشگران به شيوه متفاوتي نام او را تلفظ ميکردند. در يکي از بازيهاي وقتي او دروازه حريف را باز کرد بهرام شفيع گفت((حالا اسکيلاچي ،اسکلاچي ،اشيلاچي،شيلاچي يا هر اسم ديگه اي داره من نميدونم! به هر حال گل خودش را زد))
-
در يکي از بازيهاي تيم مراکش در جام جهاني 98 نام بازيکن اين تيم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روي صفحه تلويزيون حک شد. بهرام شفيع با هيجان فرياد زد ((بله،نفهميديم چي شد اما در هر صورت داور بازيکن مراکش را اخراج کرد و حالا اين تيم بايد ده نفره به بازي ادامه بده))
-
در روزهايي که دانمارک تا مراحل پاياني جام ملت هاي 1992 پيش رفته بود و علاقمندان فوتبال نام بازيکنان نه چندان مطرح اين تيم را از هم ميپرسيدند ، بهرام شفيع يکي ديگر از شاهکارهايش را رو کرد . مربي دانمارک دست به تعويض زد و کارگردان تلويزيوني نام بازيکن تازه وارد و بازيکن تعويضي را به همراه عبارت DENMARK روي انتن فرستاد شفيع اسم بازيکني که به سمت نيمکت ذخيره ها حرکت ميکرد را درست تلفظ کرد اما...(( و به جاي او دن مارک وارد زمين ميشه!))
-
در جريان يکي از بازيهاي پرسپوليس در فصل گذشته که پس از افطار برگزار ميشد مجيد خدايي کشتي گير ملي پوش ايراني در ميان تماشاگران حاضر شده بود وقتي تلويزيون چهره او را به تصوير کشيد عادل فردوسي پور گفت((اين هم مجيد خدايي کشتي گير تيم ملي فوتبال ايران))
-
عباس بهروان در حين گزارش استقلال و سپاهان در تورنمنت نقش جهان اصفهان ((همان طوري که مشاهده ميکنيد شرايط جوي اصلا مناسب نيست. وزش باران و بارش باد امکان برگزاري يک بازي زيبا را از بين برده))
-
بازي نيمه نهايي جام جهاني 94بين برزيل و سوئد برگزار ميشد و باز هم عباس بهروانپشت ميز گزارش نشسته بود.در دقيقه 9 ضربه مازينهو به تور کناري دروازه اصابت کرد و به اوت رفت ((توي دروازه ...توي دروازه..اين گل ميتونه نويد يک بازي پر گل و زيبا رو باشه برزيل 1 سوئد 0))البته پانزده دقيقه بعد جهانگير کوثري که به عنوان کارشناس در استوديو حضور داشت گفت:((البته مثل اينکه ان توپ گل نشده بود .ضمن عذر خواهي از بينندگان عزيز بازي کماکان 0_0 دنبال ميشه))
-
اسکندر کوتي در حال گزارش بازي غير زنده تيم ملي اتريش و يک تيم ديگر بود. بالاي صفحه تلويزيون در محل مربوط به درج نام تيم ها و نتيجه بازي نام لاتين اتريش (Austria)درج شده بود و جناب گزارشگر اين تيم را استراليا خطاب ميکرد.کار به جايي رسيد که پس از پايان پخش اين بازي ضبط شده مجري شبکه سه با اشاره به تماس هاي پر تعداد مردمي ضمن عذر خواهي ،اشتباه گزارشگر را تصحيح کرد.
-
چلسي گل زد و جواد خياباني در لا به لاي فريادهايش گفت((بدون شک الان مردم شهر چلسي خيلي خوشحال هستند)) او بعدها اين واقعيت را که در کل بريتانيا شهري تحت عنوان چلسي وجود ندارد پذيرفت. اما به عنوان اخرين دفاعيه اش مدعي شد چلسي نام محله اي در لندن و منظور گزارشگر هم اشاره به ان محله بوده است.مثل اين مي ماند که گزارشگر بعد از گل استقلال بگويد((الان اهالي ميدان استقلال سر از پا نمي شناسند))
-
کريم باقري بازيکن ارمينا بيله فلد پشت يک ضربه ايستگاهي از فاصله 30-40 متري ايستاد و مزدک ميرزايي که دو مانيتور را پيش روي خود داشت براي نواخته شدن ضربه لحظه شماري ميکرد . يکي از مانيتور ها مربوط به پخش مستقيم و بدون تاخير بود و ديگري با حدود 15-10 ثانيه تاخير تصاوير مربوط به شبکه سه را روي انتن مي فرستاد.کريم در مانيتور شماره يک ضربه را زد و گزارشگر با هيجان بسيار زياد شوت او را استثنايي لقب داد .تماشاگر تلويزيوني اما هنوز باقري را در حالي که دست به کمر زده بود و ديوار دفاعي حريف را بر انداز ميکرد ميديد.عکس العمل مزدک خيلي جالب بود((البته اين ضربه لحظاتي بعد زده شد))
-
اين يکي را محمد دادکان به خاطر مي اورد . قبل از اينکه رييس فدراسين فوتبال شود در يکي از برنامه هاي کارشناسي سيما با اجراي عباس بهروان شرکت کرد .مجري گفت((شما خيلي ساکت نشستين اقاي کانداد ... ببخشيد اقاي دادکان))
-
دوستان نزديک هنوز اورا پولي اوف صدا ميزنند داستان از اين قرار است که ايشان پيش از انکه اين واژه Play off سر زبان ها بيفتد لغت فارسي ان را در جايي خوانده بود و در جريان يکي از گزارش هايش گفت((اگر همين نتيجه حفظ شود سرنوشت در بازي پولي اوف مشخص خواهد شد.
-
اين يکي فوتبالي نيست اما خيلي قشنگه . يدالله اعتصامي در جريان گزارش مستقيم يکي از جدال هاي داخلي در حالي که از نمايش پسر يکي از کشتي گيران قديمي به وجد امده بود تصميم گرفت احساسش را در قالب يک بيت شعر بيان کند ((پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشايد که نامش نهند آدمي!!!)) البته بسياري از کارشناسان ادبيات معتقدند قديم ها مصراع دوم اين بيت ((تو بيگانه خوانش نخوانش پسر))بوده
-
بازي پرسپوليس و تراکتور سازي بود.تابلوي تعويض بالا رفت و غلام حسين دين محمدي قصد داشت براي تراکتور وارد زمين شود .جواد خياباني اما ناگهان تمام تماشاگران تلويزيوني را در جاي خود ميخکوب کرد ((حالا غلام حسين دين محمدي برادر بزرگتر رسول خطيبي وارد زمين ميشه )) او بعد ها مدعي شد نسبت خانوادگي حسين و رسول خطيبي و سيروس و غلامحسين دين محمدي را قاطي کرده.
-
تمام دنيا مهاجم يوگسلاو تيم ايندهوون را ماتيو کژمان صدا ميزنند اما از انجايي که جنگ فوتبال اروپا قوانين خاص خودش را دارد و املاي لاتين او Kazmen بود اسکندر کوتي در عرض يک دقيقه هشت بار گفت ((ماتيو کازمن))ان روزها کاظميان هنوز معروف نشده بود وگرنه ميشد احتمال داد که اين دو بازيکن را با هم اشتباه گرفته.
-
و دفتر داستان هاي شيرين سوتي هاي گزارشگران را با خاطره اي ازگزارش غلامعلي پير ايرانيدر زمان برگزاري مسابقات دسته فوق سنگين وزنه برداري بازي هاي اسيايي دوحه مي بنديم((حالا،حسين رضا زاده وزنه 205 کيلو متري را بالاي سر مي برد ))اين مورد البته از راديو انتخاب شده بود |
آریو در جمعه یکم آذر 1387
ساعت 17:0 موضوع |
لینک ثابت
خيلي سخته
خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی ببینی که دیگه دوستش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اونی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بره و پیشت نمونه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز از دوست عاشقش با خبر شه
خیلی سخته توی پاییزبا کسی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت
ولی اون نخواد بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته اون که دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

آریو در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
ساعت 20:24 موضوع |
لینک ثابت
اسير
من اسير اون اسيرم كه به زنجيرش مي نازه
كه به زخمهاي تن خود مرهم سربي مي ذاره
فرياد رهايي داره زندگي تنهاش مي ذاره
من اسر اون اسرم كه همه فرداهاش بهاره
واسه گذاشتن از خود روزها رو هي مي شماره
روزگار يه روزي داره واسه اون كنار مي ذاره
هر اسيري غمي داره هر غمي يه حدي داره
هر اسيري زخمي داره هر زخمي مرهمي داره
من اسير اون اسيرم كه غمش حدي نداره
من اسير اون اسيرم كه زخمش مرهم نداره

تقدیم به حسین رجبیان؛دوستي كه سالهاست نديدمش
آریو در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387
ساعت 19:11 موضوع |
لینک ثابت
نيايش

ای آفریدگار
دیگر به سرد مهری خاكسترم مبین
امشب صفای آبم و گرمای آتشم
امشب به روی توست دو چشم نیاز من
امشب به سوی توست نیایشم
امشب ستاره ها همه در من چكیده اند
سرب مذاب پر شده در كاسه سرم
هر قطره ای ز خون تنم شعله می كشد
من آتش روانم ،من آتش ترم
امشب به پارسایی خود دل نهاده ام
ای آفتاب وسوسه در من غروب كن
آن رودخانه ام كه تهی مانده ام زآب
آه ای شب بزرگ! تو در من رسوب كن
خدایا، بار پروردگارا: مرا به اندیشیدن؛ به تفكر و تعقل و استدلال و حقیقت بینی راهنمایی كن.
آریو در جمعه هفدهم آبان 1387
ساعت 21:24 موضوع |
لینک ثابت